مقدمهای بر پژوهش کیفی
پرسشها مربوط به معنا، تجربه و فرایند را نمیتوان با شمارش پاسخ داد. این درس به کاربرد پژوهش کیفی، روشهای اصلی، نحوه نمونهگیری و تحلیل زمانی که هدف نمایندگی نیست و چگونگی برقراری سختگیری میپردازد.
پس از این درس شما قادر خواهید بود
- پرسشهای را که روشهای کیفی به آنها پاسخ میدهند و روشهای کمی قادر به پاسخگویی به آنها نیستند، شناسایی کنید.
- روششناسیهای کیفی اصلی را از یکدیگر تمایز دهید و مشخص کنید هر یک چه نتایجی تولید میکنند.
- نمونه گیری هدفمند و اشباع را توضیح دهید و بگویید چرا نمونه گیری احتمالی نامناسب است.
- روشهای اصلی جمعآوری دادهها و معایب و مزایای آنها را شرح دهید.
- تحلیل موضوعی را تشریح کنید و میان کدگذاری استقرایی و استنتاجی تمایز قائل شوید.
- معیارهای سختگیری را اعمال کنید: اعتبار، قابلیت انتقال، قابلیت اتکا، قابلیت تأیید و بازتابی.
- طرحهای روش ترکیبی را توصیف کنید و بگویید هر یک چه زمانی مناسب است.
مقدمهای بر پژوهش کیفی
کاربرد پژوهش کیفی چیست؟
روشهای کمی به پرسشهایی دربارهٔ میزان، تعداد، تکرار و وجود تفاوت پاسخ میدهند. روشهای کیفی به پرسشهایی دربارهٔ معنا، تجربه و فرایند پاسخ میدهند:
- چرا مردم اینگونه رفتار میکنند؟
- چگونه چیزی رخ میدهد و از طریق چه سازوکاری؟
- زندگی با این بیماری، یا ارائه این خدمت، چگونه است؟
- این موضوع برای افراد درگیر چه معنایی دارد؟
اینها پرسشها کماهمیت نیستند و مقدمهای برای پرسشها واقعی هم نیستند. آنها از دستهای متفاوت از پرسشها هستند و ابزارهایی که به آنها پاسخ میدهند نیز متفاوتاند.
روشنترین راه برای درک این موضوع این است که یک آزمایش نشان میدهد مداخله مؤثر نبوده است. دادههای کمی اندازه اثر و بازه آن را به شما میگویند. اما نمیتوانند بگویند آیا مداخله بهخاطر نادرست بودن نظریه شکست خورده، یا هرگز طبق طرح اجرا نشده، یا بیماران آن را غیرقابلقبول یافتهاند، یا کارکنان بیسروصدا آن را با چیز دیگری جایگزین کردهاند. پاسخ به این پرسش نیازمند گفتگو با افراد است.
به ارتباط با واحد قبلی توجه کنید. ارزیابی فرایند در پژوهش اجرایی تا حد زیادی کار کیفی است، دقیقاً به همین دلیل.
فرضها
پژوهش کیفی بر فرضیات متفاوتی از پژوهش کمی استوار است و بیان آنها از بسیاری از ابهامات جلوگیری میکند.
- واقعیت ساختاریافته و چندگانه است، نه واحد و قابل اندازهگیری بهطور عینی. شرکتکنندگان مختلف میتوانند روایتهایی واقعاً متفاوت و بهطور یکسان معتبر ارائه دهند.
- پژوهشگر بخشی از فرایند است. در پژوهش کمی پژوهشگر تلاش میکند نامرئی باشد؛ در پژوهش کیفی پژوهشگر خود ابزار اندازهگیری است و تأثیر او بهجای نادیده گرفتن، مورد پذیرش و بررسی قرار میگیرد.
- زمینه ضروری است، نه مزاحمی که باید کنترل شود. حذف زمینه پدیده را نابود میکند.
- عمق بر وسعت. تعداد کمی از شرکتکنندگان بهطور دقیق مورد مطالعه قرار میگیرند، نه تعداد زیادی که بهطور سطحی بررسی شوند.
پیامد برای هر کسی که بهصورت کمی آموزش دیده است: نقدهای استاندارد («نمونه خیلی کوچک است»، «قابل تعمیم نیست»، «عینی نیست») عمدتاً بیراهه میروند. آنها معیارهای یک پارادایم را به پژوهشهای انجامشده در پارادایم دیگر تعمیم میدهند. پژوهش کیفی معیارهای خاص خود را برای دقت و سختگیری دارد و این معیارها بسیار سختگیرانه هستند.
PICO اعمال نمیشود. همانطور که در واحد اول این دوره ذکر شد، PICO مستلزم مقایسه بین گروههای تعریفشده بر اساس یک نتیجهٔ قابل اندازهگیری است. پرسشها کیفی به شکلی متفاوت مطرح میشوند، معمولاً پدیده مورد علاقه، جامعه و زمینه را نام میبرند و از افعالی مانند «کاوش»، «توصیف»، «درک» یا «تفسیر» به جای «مقایسه» یا «تعیین» استفاده میکنند.
روششناسیها
اصطلاح «پژوهش کیفی» چندین سنت متمایز را در بر میگیرد که هر یک فلسفه، نوع پرسش و محصول خاص خود را دارد.
فنومنولوژی. مطالعات تجربه زیسته: بودن در این موقعیت چگونه است؟ دادهها از مصاحبههای عمیق با افرادی که این پدیده را تجربه کردهاند، بهدست میآید. محصول، توصیفی از ساختار اساسی تجربه است. برای پرسشهایی مانند «تجربه دریافت تشخیص پایانکننده زندگی چگونه است؟» بهکار میرود.
نظریهی بنیادین. نظریه را از دادهها میسازد، نه با آزمون کردن نظریههای موجود. ویژگیهای متمایز آن عبارتند از مقایسهی مداوم (هر دادهی جدید با آنچه قبلاً کدگذاری شده است مقایسه میشود) و نمونهگیری نظری (تصمیم دربارهی اینکه نفر بعدی چه کسی باشد بر اساس نیازهای نظریهی در حال ظهور اتخاذ میشود، نه اینکه از پیش تعیین شده باشد). محصول، نظریهای درباره یک فرایند اجتماعی است. برای پرسشهایی مانند «مردم چگونه به یک بیماری مزمن تن میدهند؟» به کار میرود.
اتنوگرافی. مطالعه فرهنگ و عمل اجتماعی در یک موقعیت از طریق غوطهوری طولانیمدت، معمولاً با مشاهده مشارکتی. محصول آن توصیفی از یک فرهنگ و قواعد آن است، از جمله قواعدی که اعضای آن قادر به بیانشان نیستند. برای پرسشهایی مانند «فرهنگ این بخش مراقبتهای ویژه چگونه تصمیمگیریهای پایان زندگی را شکل میدهد؟»
مطالعه موردی. بررسی عمیق یک سیستم محدود (یک برنامه، یک سازمان، یک رویداد) با استفاده از منابع دادهای متعدد. برای پرسشهای پیادهسازی بسیار مناسب است.
پژوهش روایی. داستانهایی را که مردم درباره زندگیشان تعریف میکنند و نحوه ساختن آنها را تحلیل میکند.
توصیف کیفی. رویکردی عملگرایانه که بدون تعهد به یکی از سنتهای نظری، به دادهها نزدیک میماند. این رویکرد در پژوهش خدمات سلامت کاربردی رایج و مناسب است، به شرط آنکه نامگذاری شود و بهعنوان پیشفرض پنهان باقی نماند.
انتخاب یک روششناسی تشریفاتی نیست. این امر نمونهگیری، جمعآوری دادهها، تحلیل و آنچه بهعنوان پاسخ مناسب محسوب میشود را تعیین میکند. مطالعاتی که در بخش روشها یک روششناسی را نام میبرند و سپس کار دیگری انجام میدهند، یک مشکل رایج هستند.
نمونهبرداری
نمونهگیری احتمالی نامناسب است. هدف یک نمونهٔ نماینده برای پشتیبانی از یک برآورد نیست؛ بلکه نمونهای است که بهاندازهٔ کافی سرشار از تجربهٔ مرتبط باشد تا پدیده را روشن سازد.
نمونه گیری هدفمند شرکتکنندگان را بر اساس آنچه میتوانند ارائه دهند انتخاب میکند. استراتژیهای رایج:
- حداکثر تنوع: عمداً به دنبال شرکتکنندگان متنوع بودن، تا الگوهایی که در میان افراد بسیار متفاوت برقرار هستند، قانعکنندهتر باشند.
- همگن: گروهی با تعریف دقیق، برای ایجاد عمق در یک تجربه مشترک.
- مورد شدید یا انحرافی: موارد غیرمعمول که اغلب با شکستن قوانین، آنها را آشکار میکنند.
- مورد معمولی: نمونهٔ عادی.
- مورد بحرانی: حالتی که اگر در اینجا برقرار باشد، در همهجا برقرار است.
- نظری: در نظریه بنیادین، تحت هدایت تحلیل پدیدآینده.
نمونهگیری برفی برای جمعیتهای سختدسترس، مانند واحد نمونهگیری، استفاده میشود.
اندازه نمونه و اشباع
محاسبهای وجود ندارد. اندازهٔ نمونه بر اساس اشباع تعیین میشود: نقطهای که در آن دادههای جدید دیگر کدها یا موضوعات جدیدی تولید نمیکنند.
سه هشدار درباره این مفهوم که اغلب مطرح میشود و به ندرت اثبات میگردد:
- اشباع بسیار بیشتر ادعا میشود تا اینکه نشان داده شود. یک مطالعه باید بگوید چگونه آن را ارزیابی کرده است، نه صرفاً آن را ادعا کند.
- اشباع به وسعت پرسش بستگی دارد. یک پرسش محدود بهسرعت اشباع میشود؛ اما یک پرسش گسترده ممکن است هرگز اشباع نشود.
- اشباع ویژگی تحلیل است، نه یک عدد. مطالعاتی که از پیش اندازه نمونه هدف را مشخص میکنند و سپس گزارش میدهند که دقیقاً در همان عدد به اشباع رسیدهاند، موجب شک و تردید میشوند.
در عمل، مطالعات پژوهشی سلامت معمولاً شامل تقریباً 10 تا 30 مصاحبه یا 4 تا 8 گروه کانونی هستند، اما اینها مشاهداتی دربارهٔ ادبیات هستند، نه قواعد.
جمعآوری دادهها
مصاحبههای عمیق. یک شرکتکننده، یک مصاحبهکننده. بهترین روش برای موضوعات حساس، تجربه فردی و مواردی که پویاییهای گروهی ممکن است نتایج را تحریف کند. معمولاً نیمهساختاری است: یک راهنمای موضوعی شامل حوزههای مورد بررسی، بهگونهای که مصاحبهکننده آزاد است آنچه پدیدار میشود را دنبال کند. این راهنما نقطه شروعی است که با پیشرفت مطالعه بازنگری میشود.
گروههای کانونی. معمولاً 6 تا 10 شرکتکننده. تعامل نکته اصلی است: شرکتکنندگان به یکدیگر پاسخ میدهند، مخالفت میکنند و هنجارهایی را آشکار میسازند که افراد بهتنهایی بیان نمیکنند. برای موضوعات حساس، جزئیات فردی و مواردی که تفاوت قدرت میان شرکتکنندگان وجود دارد نامناسب است (کارکنان و مدیرانشان را در یک گروه قرار ندهید).
مشاهده مشارکتی. پژوهشگر در موقعیت حضور مییابد و به جای آنکه به آنچه افراد میگویند توجه کند، به آنچه انجام میدهند نگاه میکند. فاصله میان این دو اغلب بزرگ است و معمولاً مفیدترین یافته محسوب میشود. این روش نیروی کار زیادی میطلبد و مسائل اخلاقی خاصی را درباره رضایت در فضاهای مشترک مطرح میکند.
تحلیل اسناد. سیاستها، سوابق، صورتجلسات، مکاتبات. مثلثسازی مفید و بیتأثیر از حضور پژوهشگر.
بیشتر دادهها بهصورت صوتی ضبط و عیناً رونویسی میشوند. یادداشتهای میدانی که بلافاصله پس از هر ملاقات ثبت میشوند، آنچه ضبط از دست میدهد را ثبت میکنند: موقعیت، جنبههای غیرکلامی و واکنشهای خود مصاحبهکننده.
تحلیل
تحلیل بهصورت تکرارشونده انجام میشود و معمولاً همزمان با جمعآوری دادهها جریان دارد، نه پس از آن، تا یافتههای نوظهور مصاحبههای بعدی را شکل دهند.
تحلیل موضوعی رایجترین رویکرد است و مراحل آن به صورت کلی عبارتند از:
- آشنایی. متنها را بخوانید و بارها مرور کنید و برداشتهای اولیه را یادداشت کنید.
- تولید کدها. برچسبگذاری بخشهای داده با توصیفکنندههای کوتاه.
- جستوجوی موضوعات. کدها را در قالب موضوعات کاندیدا دستهبندی کنید که چیزی معنادار دربارهٔ دادهها در ارتباط با پرسش را نشان دهند.
- بازبینی مضامین. آنها را با استخراجهای کدگذاریشده و کل مجموعه دادهها مقایسه کنید. مضامین باید از درون یکدست و از بیرون متمایز باشند.
- تعریف و نامگذاری تمها. یک بیانیهٔ روشن بنویسید که هر تم چیست و چه نیست.
- نوشتن گزارش. این گزارش بخشی از تحلیل است، نه گزارشی از آن، و از نقلقولهای توصیفی بهعنوان مدرک استفاده میکند.
کدگذاری استقرایی کدها را از دادهها استخراج میکند. کدگذاری قیاسی چارچوب از پیش موجودی را اعمال میکند. بیشتر مطالعات ترکیبی هستند و مطالعه باید مشخص کند کدام یک و چرا.
یادداشتی دربارهٔ قابلیت اطمینان بین ارزیابان: بهکارگیری آمار کپا در کدگذاری کیفی مورد مناقشه است. در سنتهایی که فرض میکنند تفسیرهای معتبر متعددی وجود دارد، توافق بین کدگذاران لزوماً فضیلت محسوب نمیشود و اختلاف نظر از منظر تحلیلی مولد است. بسیاری از مطالعات برای ارزش بحث از چند کدگذار استفاده میکنند، نه برای محاسبه یک آمار. اگر مطالعهای ضریب کاپا را گزارش کند، بپرسید آیا معرفتشناسی آن چنین کاری را تأیید میکند یا خیر.
نرمافزار (NVivo، Atlas.ti، Dedoose، MAXQDA) دادهها را مدیریت میکند. این نرمافزار دادهها را تحلیل نمیکند و در نظر گرفتن شمارش فرکانس کدها بهعنوان یک یافته، یک خطای دستهبندی است.
دقت و سختگیری
پژوهش کیفی معیارهای خاص خود را دارد و این معیارها بهطور آزادانهای با معیارهای کمی همپوشانی دارند، اما معادل آنها نیستند.
اعتبار (تقریباً معادل اعتبار درونی): آیا یافتهها گزارشی باورپذیر از دادهها هستند؟ تأییدشده توسط:
- مثلثبندی: همگرایی منابع دادهای متعدد، روشها، محققان یا دیدگاههای نظری.
- بازخورد به اعضا: بازگرداندن یافتهها به شرکتکنندگان برای دریافت پاسخ آنها. توجه داشته باشید که مخالفت یک شرکتکننده دادهای است، نه ردّیه.
- تحلیل مورد منفی: جستجوی فعالانه دادههایی که با روایت نوظهور تناقض دارند و یا اصلاح آن روایت یا توضیح استثنا.
- درگیری طولانیمدت در موقعیت
- جلسه بازخورد همتا: یک فرد بیرونی که تحلیل را به چالش میکشد.
قابلیت انتقال (تقریباً معادل اعتبار بیرونی): آیا یافتهها را میتوان در جای دیگری به کار برد؟ وظیفه پژوهشگر این نیست که تعمیمپذیری را ادعا کند، بلکه باید توصیف غنی و جزئیات کافی از زمینه ارائه دهد تا خواننده بتواند قضاوت کند که آیا یافتهها را میتوان به موقعیت او منتقل کرد یا خیر. قضاوت با خواننده است.
اتکاپذیری (تقریباً معادل پایایی): آیا فرایند یکنواخت و مستند است؟ از طریق یک رد حسابرسی که تصمیمها و دلایلشان را ثبت میکند برقرار میشود.
قابلتأیید بودن (تقریباً معادل عینیت): آیا یافتهها بر اساس دادهها شکل گرفتهاند یا بر اساس پیشفرضهای پژوهشگر؟ از طریق ردپای حسابرسی و بازاندیشی تأیید میشود.
بازتابپذیری شایستهٔ یک بند مجزا است، زیرا معادل کمی ندارد. پژوهشگر بررسی میکند و گزارش میدهد که چگونه موقعیت خود، رشتهٔ علمیاش، باورهای پیشین و رابطهاش با شرکتکنندگان بر دادهها و تحلیل تأثیر گذاشته است. یک درمانگر که با بیماران خود مصاحبه میکند پاسخهای متفاوتی نسبت به یک فرد بیرونی دریافت میکند؛ هیچیک نادرست نیست و گزارش باید مشخص کند کدام یک رخ داده است. بازتابی بودن اعتراف نیست و سلب مسئولیت هم نیست. این گزارشی تحلیلی از تأثیر پژوهشگر است.
COREQ چکلیست استاندارد گزارشدهی است که تیم تحقیقاتی و خودبازاندیشی، طراحی مطالعه و تحلیل و یافتهها را در بر میگیرد.
روشهای ترکیبی
پژوهش روشهای ترکیبی، مؤلفههای کمی و کیفی را در یک مطالعه تلفیق میکند. این صرفاً انجام هر دو نیست؛ طراحی مشخص میکند که چگونه با یکدیگر مرتبط هستند.
همگرایی موازی. هر دو رشته بهطور همزمان جمعآوری، بهطور جداگانه تحلیل و برای تفسیر ادغام میشوند. از آن برای تأیید یا بررسی اینکه آیا با هم اختلاف دارند و چرا استفاده میشود. واگرایی یک یافته است، نه یک شکست.
توضیحی توالیوار. ابتدا کمی و سپس کیفی برای توضیح نتایج. پیگیری استاندارد پس از یک نتیجه آزمایشی شگفتآور یا بیاهمیت.
ترتیبی اکتشافی. ابتدا کیفی، سپس کمی. برای توسعهٔ ابزاری که بر مبنای مفاهیم خود جمعیت هدف باشد، یا برای تعریف مداخلهای پیش از آزمودن آن استفاده میشود.
جاسازیشده. یک رشته درون طرحی قرار دارد که توسط رشتهٔ دیگر هدایت میشود، مانند ارزیابی فرآیند جاسازیشده در یک کارآزمایی.
شکست مکرر همان مطالعهای است که هر دو رویکرد را گردآوری میکند و آنها را در بخشهای جداگانهای گزارش میکند که هرگز با یکدیگر ارتباط برقرار نمیکنند. یکپارچگی همان سهم روشهای ترکیبی است و باید از قبل برنامهریزی شود، نه اینکه در مرحله نگارش به آن اقدام شود.
ارزیابی یک مطالعه کیفی
- آیا این پرسش را میتوان با روشهای کیفی پاسخ داد؟
- آیا یک روششناسی نامگذاری شده است و آیا آنچه انجام شده با آن مطابقت دارد؟
- آیا استراتژی نمونهگیری با توجه به آنچه شرکتکنندگان میتوانند ارائه دهند، بیان و توجیه شده است؟
- آیا جمعآوری دادهها به اندازهی کافی با جزئیات توصیف شده است تا قابل فهم باشد، از جمله راهنمای موضوع و چگونگی تحول آن؟
- آیا تحلیل بهعنوان یک فرایند توصیف شده است، نه صرفاً یک نام؟ چه کسی کدگذاری را انجام داد، چگونه و اختلافات چگونه حل و فصل شدند؟
- آیا بازتابپذیری وجود داشت: پژوهشگران چه کسانی بودند، رابطهشان با شرکتکنندگان چگونه بود و این رابطه چگونه بر کار تأثیر گذاشت؟
- آیا یافتهها با دادهها پشتیبانی میشوند؟ نقلقولها باید موضوعات را نشان دهند و خواننده باید بتواند گام تفسیری از دادهها تا ادعا را ببیند.
- آیا توصیف زمینهای کافی برای قضاوت در مورد قابلیت انتقال وجود دارد؟
- آیا موارد منفی یا مغایرتدار جستجو و گزارش شدهاند؟
درک خود را بررسی کنید
- یک کارآزمایی برنامه خودمدیریتی به سرپرستی پرستار هیچ تأثیری را نشان نداد. دو پرسش پژوهش کیفی بنویسید که بتوانند این نتیجه را توضیح دهند و برای هر یک یک روششناسی و یک روش جمعآوری داده نام ببرید.
- یک مطالعه کیفی گزارش میدهد: «ما با 20 شرکتکننده مصاحبه کردیم که به اشباع رسیدیم.» چه چیزی را میخواهید نویسندگان اضافه کنند و چرا این گزاره به همین شکل غیرمفید است؟
- توضیح دهید چرا «نمونه نماینده نبود» معمولاً یک انتقاد گمراهکننده به یک مطالعه کیفی است و یک انتقاد موجه از نمونهگیری را بیان کنید.
- شما میخواهید بررسی کنید که پزشکان رزیدنت چگونه تجربه مطرحکردن نگرانیهای ایمنی را با همکاران ارشد خود دارند. آیا از مصاحبه یا گروههای متمرکز استفاده میکنید؟ انتخاب خود را با اشاره به موضوع خاص توجیه کنید.
- بازتابندگی را تعریف کنید و یک مثال ملموس ارائه دهید که چگونه موضع پژوهشگر میتواند دادهها را در مطالعهای درباره رضایت بیمار که توسط پزشکان ارائهدهنده مراقبت انجام میشود، شکل دهد.
- یک مطالعهٔ ترکیبی روشهای مختلط توالیشده و تبیینی را پیرامون یک کارآزمایی خوشهای مداخلهٔ بهداشت دست که در سه بیمارستان از هشت بیمارستان بهبود نشان داد، طراحی کنید. بیان کنید هر شاخه چه چیزی را ارائه میدهد و چگونه آنها را یکپارچه خواهید کرد.
مطالعه بیشتر
- Braun V, Clarke V. Using thematic analysis in psychology. Qual Res Psychol. 2006;3(2):77-101.
- Tong A, Sainsbury P, Craig J. Consolidated criteria for reporting qualitative research (COREQ): a 32-item checklist. Int J Qual Health Care. 2007;19(6):349-357.
- Mantzoukas S. Facilitating research students in formulating qualitative research questions. Nurse Educ Today. 2008;28(3):371-377.
- Lincoln YS, Guba EG. Naturalistic Inquiry. (The source of the credibility, transferability, dependability, and confirmability criteria.)
- Creswell JW, Plano Clark VL. Designing and Conducting Mixed Methods Research.
- Malterud K, Siersma VD, Guassora AD. Sample size in qualitative interview studies: guided by information power. Qual Health Res. 2016;26(13):1753-1760.